اقتصاد و سیاست, مقالات

تورم چگونه قدرت خرید ما را نابود می‌کند؟ با یک مثال واقعی

تورم چگونه قدرت خرید ما را نابود می‌کند؟ با یک مثال واقعی

تورم فقط گران شدن کالاها نیست؛ تورم یعنی پولی که امروز در جیب شماست، ممکن است فردا قدرت خرید کمتری داشته باشد.

اگر حقوق شما امسال ۳۰ درصد افزایش پیدا کند، اما قیمت کالاها و خدمات به‌طور متوسط ۵۰ درصد افزایش پیدا کند، آیا واقعاً ۳۰ درصد ثروتمندتر شده‌اید؟

خیر.

حتی ممکن است با وجود افزایش حقوق، قدرت خرید شما کاهش پیدا کرده باشد.

این همان جایی است که تفاوت میان «پول»، «درآمد»، «قدرت خرید» و «ثروت» اهمیت پیدا می‌کند.

در این مقاله می‌خواهیم با یک مثال ساده و واقعی‌نما ببینیم تورم چگونه قدرت خرید حقوق‌بگیران را کاهش می‌دهد، چگونه می‌تواند به افزایش فقر منجر شود و چرا سرمایه‌گذاری و حفظ ارزش پول در اقتصاد تورمی اهمیت پیدا می‌کند.

___________________________________________________________________________________________________

تورم چیست؟

تورم به زبان ساده یعنی افزایش مستمر سطح عمومی قیمت‌ها در اقتصاد.

اگر فقط قیمت یک کالا افزایش پیدا کند، لزوماً به معنای تورم نیست.

مثلاً اگر قیمت یک مدل گوشی موبایل افزایش پیدا کند، این اتفاق به‌تنهایی تورم محسوب نمی‌شود.

اما اگر در طول زمان قیمت طیف گسترده‌ای از کالاها و خدمات مانند:

– مواد غذایی
– مسکن
– اجاره
– حمل‌ونقل
– آموزش
– درمان
– پوشاک
– خدمات

افزایش پیدا کند، با مسئله‌ای به نام تورم مواجه هستیم.

نتیجه مهم تورم برای یک فرد، فقط افزایش عدد قیمت‌ها نیست؛ بلکه کاهش قدرت خرید پول است.

یعنی با مقدار مشخصی پول، کالا و خدمات کمتری می‌توان خرید.

__________________________________________________________________________________________________

قدرت خرید چیست؟

قدرت خرید یعنی با مقدار مشخصی پول، چه مقدار کالا و خدمات می‌توان خرید.

فرض کنید امروز با ۱۰ میلیون تومان می‌توانید سبد مشخصی از کالاها و خدمات را خریداری کنید.

اگر قیمت همان سبد طی یک سال ۵۰ درصد افزایش پیدا کند، برای خرید همان سبد دیگر ۱۰ میلیون تومان کافی نیست.

بنابراین:

افزایش قیمت‌ها → کاهش قدرت خرید پول

این رابطه یکی از مهم‌ترین مفاهیمی است که هر فرد باید برای مدیریت درآمد، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری خود در اقتصاد تورمی بداند.

 

یک مثال واقعی برای فهم اثر تورم بر زندگی

فرض کنیم «علی» یک کارمند است.

حقوق ماهانه او در ابتدای سال:

۲۰ میلیون تومان

است.

او هر ماه تقریباً همین مبلغ را دریافت می‌کند و تصمیم دارد بخشی از درآمدش را پس‌انداز کند.

حالا فرض کنیم در طول یک سال:

حقوق علی ۳۰ درصد افزایش پیدا کند.

حقوق جدید او می‌شود:

۲۶ میلیون تومان

در نگاه اول اتفاق خوبی افتاده است.

علی ممکن است بگوید:

««حقوقم ۶ میلیون تومان بیشتر شده؛ پس وضعیت مالی من بهتر شده است.»»

اما اینجا یک اشتباه مهم وجود دارد.

باید ببینیم قیمت کالاها و خدمات در همین مدت چقدر افزایش پیدا کرده است.

فرض کنیم سطح عمومی قیمت‌ها در همین مثال ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده باشد.

در این شرایط، حقوق علی از ۲۰ به ۲۶ میلیون تومان رسیده، اما قیمت‌ها با سرعت بیشتری افزایش یافته‌اند.

پس:

رشد اسمی حقوق = ۳۰٪

اما:

تورم = ۵۰٪

بنابراین حقوق علی به اندازه تورم رشد نکرده است.

نتیجه:

قدرت خرید واقعی حقوق او کاهش پیدا کرده است.

_____________________________________________________________________________________________________

درآمد اسمی و درآمد واقعی چه تفاوتی دارند؟

این یکی از مهم‌ترین مفاهیم اقتصادی برای زندگی روزمره است.

درآمد اسمی:

مقدار پولی است که روی فیش حقوقی یا حساب بانکی شما دیده می‌شود.

مثلاً:

۲۶ میلیون تومان

درآمد واقعی:

نشان می‌دهد این درآمد با توجه به سطح قیمت‌ها، چه مقدار کالا و خدمات می‌تواند برای شما خریداری کند.

بنابراین ممکن است درآمد اسمی شما افزایش پیدا کند اما درآمد واقعی شما کاهش پیدا کند.

فرمول ساده برای فهم موضوع:

رشد تقریبی درآمد واقعی ≈ رشد درآمد اسمی − نرخ تورم

در مثال ما:

۳۰٪ − ۵۰٪ = ۲۰٪-

یعنی با یک تقریب ساده، قدرت خرید درآمد علی حدود ۲۰ درصد کاهش یافته است.

البته برای محاسبه دقیق‌تر باید از نسبت شاخص قیمت‌ها و درآمدها استفاده کرد، نه صرفاً تفریق دو نرخ.

____________________________________________________________________________________-

چرا افزایش حقوق همیشه به معنی ثروتمندتر شدن نیست؟

اینجا باید میان درآمد و ثروت تفاوت بگذاریم.

درآمد یعنی پولی که در یک دوره زمانی دریافت می‌کنید.

ثروت یعنی ارزش خالص دارایی‌هایی که در اختیار دارید، پس از درنظرگرفتن بدهی‌ها.

مثلاً فردی ممکن است ماهانه ۵۰ میلیون تومان درآمد داشته باشد اما:

– پس‌انداز بسیار کمی داشته باشد؛
– بدهی زیادی داشته باشد؛
– هیچ دارایی مولدی نداشته باشد؛
– و تمام درآمد خود را صرف هزینه‌های جاری کند.

در مقابل، فرد دیگری ممکن است درآمد ماهانه پایین‌تری داشته باشد اما به‌تدریج:

– پس‌انداز ایجاد کند؛
– دارایی بخرد؛
– بدهی خود را کنترل کند؛
– و سرمایه‌گذاری انجام دهد.

بنابراین:

درآمد بالا ≠ ثروت بالا

و در اقتصاد تورمی، این تفاوت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

__________________________________________________________________________________

تورم چگونه می‌تواند به فقر منجر شود؟

تورم به‌خودی‌خود به یک شکل روی همه افراد اثر نمی‌گذارد.

اثر تورم به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ از جمله:

– سطح درآمد
– نوع شغل
– سرعت افزایش درآمد
– ترکیب سبد مصرفی
– میزان پس‌انداز
– نوع دارایی‌ها
– میزان بدهی
– دسترسی به فرصت‌های سرمایه‌گذاری

اما برای خانواری که بخش بزرگی از درآمدش صرف کالاهای ضروری می‌شود، افزایش قیمت مواد غذایی، مسکن و خدمات ضروری می‌تواند فشار بیشتری ایجاد کند.

بانک جهانی نیز در ارزیابی‌های اخیر خود درباره ایران، تورم بالا، کاهش درآمد واقعی و افزایش فشار بر خانوارها را از عوامل مهم تضعیف تقاضای داخلی و افزایش فقر دانسته است. همچنین این نهاد درباره فشار تورم مواد غذایی و اختلال در واردات کالاهای ضروری هشدار داده است.

به زبان ساده:

اگر درآمد یک خانوار آهسته‌تر از هزینه‌های ضروری زندگی افزایش پیدا کند، بخشی از قدرت خرید آن خانوار از بین می‌رود.

________________________________________________________________________________________________

چرا طبقه متوسط در تورم بالا آسیب‌پذیر می‌شود؟

فرض کنیم یک خانواده ماهانه ۳۰ میلیون تومان درآمد دارد.

در ابتدای دوره:

– ۱۵ میلیون تومان برای هزینه‌های ضروری
– ۵ میلیون تومان برای مسکن
– ۵ میلیون تومان برای سایر مخارج
– ۵ میلیون تومان پس‌انداز

در نظر گرفته می‌شود.

اما اگر هزینه‌های زندگی سریع‌تر از درآمد افزایش پیدا کند، خانواده ممکن است مجبور شود ابتدا از پس‌انداز خود کم کند.

بعد از آن ممکن است:

پس‌انداز → کاهش پیدا کند

سپس:

سرمایه‌گذاری → متوقف شود

و در مرحله بعد:

بدهی → افزایش پیدا کند

این فرآیند یکی از مسیرهایی است که می‌تواند یک خانوار را به سمت آسیب‌پذیری مالی بیشتر ببرد.

___________________________________________________________________________________

تورم چگونه پس‌انداز را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

فرض کنید ۱۰۰ میلیون تومان پول نقد دارید.

اگر این ۱۰۰ میلیون تومان را بدون هیچ بازدهی نگه دارید و سطح قیمت‌ها در یک سال ۵۰ درصد افزایش پیدا کند، عدد موجود در حساب شما همچنان:

۱۰۰ میلیون تومان

است.

اما قدرت خرید این ۱۰۰ میلیون تومان کاهش پیدا کرده است.

برای همین یک اشتباه رایج وجود دارد:

««من پولم را از دست نداده‌ام؛ پس ضرر نکرده‌ام.»»

این حرف از نظر اسمی درست است، اما از نظر اقتصادی کامل نیست.

ممکن است مقدار پول شما ثابت مانده باشد ولی ارزش واقعی آن کاهش یافته باشد.

___________________________________________________________________________________________

آیا نگه داشتن پول نقد در اقتصاد تورمی همیشه اشتباه است؟

خیر.

این هم یک برداشت اشتباه است.

پول نقد کاربردهای مهمی دارد.

مثلاً برای:

– هزینه‌های ضروری
– صندوق اضطراری
– فرصت‌های سرمایه‌گذاری
– پرداخت بدهی‌های نزدیک
– مخارج پیش‌بینی‌نشده

به نقدینگی نیاز داریم.

مسئله این نیست که:

«پول نقد بد است.»

مسئله این است که:

چه مقدار از دارایی شما باید نقد باشد و چه مقدار می‌تواند با توجه به اهداف، ریسک و افق زمانی شما در دارایی‌های دیگر قرار بگیرد؟

این یک سؤال سرمایه‌گذاری است، نه یک توصیه عمومی برای خرید یک دارایی خاص.

_________________________________________________________________________________________________

سرمایه‌گذاری چه ارتباطی با تورم دارد؟

سرمایه‌گذاری در ساده‌ترین تعریف یعنی به‌کارگیری منابع امروز برای دستیابی به منافع آینده.

اما در اقتصاد تورمی یک سؤال مهم‌تر مطرح می‌شود:

«آیا بازده دارایی من از کاهش قدرت خرید پول بیشتر است یا نه؟»

فرض کنیم یک سرمایه‌گذاری در یک سال ۳۰ درصد بازدهی ایجاد کند.

اگر در همان دوره سطح عمومی قیمت‌ها ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده باشد، نمی‌توان صرفاً با دیدن عدد ۳۰ درصد گفت:

««۳۰ درصد سود کردم، پس ثروتمندتر شدم.»»

باید بازده واقعی را هم بررسی کرد.

فرمول دقیق بازده واقعی:

بازده واقعی = (۱ + بازده اسمی) ÷ (۱ + نرخ تورم) − ۱

مثلاً اگر:

بازده اسمی = ۳۰٪

و تورم = ۵۰٪

باشد:

بازده واقعی ≈ ۱۳٫۳٪-

یعنی قدرت خرید سرمایه، با وجود افزایش اسمی ارزش آن، کاهش یافته است.

این تفاوت یکی از مهم‌ترین مفاهیم سرمایه‌گذاری در اقتصاد تورمی است.

___________________________________________________________________

آیا طلا، دلار، بورس یا مسکن همیشه از تورم بهتر هستند؟

خیر.

این یکی از خطرناک‌ترین ساده‌سازی‌ها در بحث سرمایه‌گذاری است.

ممکن است یک دارایی در یک دوره خاص از تورم جلو بزند و در دوره‌ای دیگر عملکرد متفاوتی داشته باشد.

برای تصمیم‌گیری درباره سرمایه‌گذاری باید عواملی مانند:

– بازده مورد انتظار
– ریسک
– نقدشوندگی
– افق سرمایه‌گذاری
– نوسان قیمت
– هزینه معامله
– مالیات و کارمزد
– نیاز فرد به پول
– تنوع سبد دارایی

را در نظر گرفت.

بنابراین سؤال حرفه‌ای این نیست که:

««در تورم چه چیزی بخریم؟»»

بلکه سؤال بهتر این است:

««با توجه به شرایط مالی، هدف، افق زمانی و ریسک‌پذیری من، چگونه باید از قدرت خرید سرمایه‌ام محافظت کنم؟»»

این تفاوت میان تصمیم‌گیری اقتصادی و دنبال‌کردن یک توصیه سرمایه‌گذاری است.

__________________________________________________________________________________________

رابطه تورم، حقوق، فقر و ثروت چیست؟

اگر بخواهیم تمام بحث را در یک زنجیره خلاصه کنیم:

تورم بالا

↓

افزایش هزینه زندگی

↓

اگر رشد درآمد کمتر از تورم باشد:

کاهش درآمد واقعی

↓

کاهش قدرت خرید

↓

کاهش توان پس‌انداز

↓

کاهش امکان سرمایه‌گذاری

↓

کاهش توان ایجاد ثروت

و در برخی خانوارها:

افزایش آسیب‌پذیری مالی و احتمال فقر

البته این یک مسیر قطعی برای همه افراد نیست.

افرادی که درآمدشان سریع‌تر از تورم افزایش می‌یابد یا دارایی‌هایی دارند که بازده واقعی مناسبی ایجاد می‌کنند، ممکن است وضعیت متفاوتی داشته باشند.

_______________________________________________________________________________________________

یک نکته مهم: تورم برای همه یکسان نیست

وقتی می‌گوییم تورم مثلاً X درصد است، این عدد یک میانگین آماری از تغییر سطح قیمت‌هاست.

اما سبد مصرفی افراد با یکدیگر متفاوت است.

برای یک فرد:

بخش بزرگی از هزینه ممکن است اجاره باشد.

برای فرد دیگر:

ممکن است هزینه اصلی خودرو، درمان یا آموزش باشد.

برای خانواده دیگری:

ممکن است مواد غذایی سهم بسیار بیشتری از بودجه را تشکیل دهد.

بنابراین تورم تجربه‌شده توسط خانوارها می‌تواند با نرخ تورم عمومی تفاوت داشته باشد.

این نکته برای فهم دقیق قدرت خرید بسیار مهم است.

___________________________________________________________________________________________________

چگونه بفهمیم حقوق ما واقعاً افزایش پیدا کرده است؟

هر بار که حقوق شما افزایش پیدا کرد، فقط به عدد جدید نگاه نکنید.

سه سؤال بپرسید:

۱. حقوق من چند درصد افزایش پیدا کرده است؟

مثلاً:

۳۰ درصد

۲. هزینه زندگی من چند درصد افزایش پیدا کرده است؟

این عدد را بهتر است بر اساس سبد واقعی مخارج خودتان بررسی کنید.

۳. درآمد واقعی من چه تغییری کرده است؟

اگر رشد درآمد کمتر از افزایش قیمت‌ها باشد، افزایش حقوق اسمی لزوماً به معنای افزایش قدرت خرید نیست.

______________________________________________________________________________________

چگونه در شرایط تورمی تصمیم مالی بهتری بگیریم؟

به جای اینکه هر بار با افزایش قیمت دلار، طلا یا مسکن تصمیم عجولانه بگیریم، بهتر است یک سیستم تصمیم‌گیری مالی داشته باشیم.

گام اول: وضعیت مالی خود را اندازه‌گیری کنید

بدانید:

دارایی‌ها − بدهی‌ها = ثروت خالص

گام دوم: درآمد و هزینه را بررسی کنید

بدانید هر ماه پول شما دقیقاً کجا خرج می‌شود.

گام سوم: صندوق اضطراری ایجاد کنید

قبل از اینکه تمام منابع خود را وارد سرمایه‌گذاری‌های پرریسک کنید، برای مخارج غیرمنتظره برنامه داشته باشید.

گام چهارم: بدهی‌های خود را بشناسید

بدهی با نرخ بالا می‌تواند بازده بسیاری از سرمایه‌گذاری‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

گام پنجم: هدف مالی تعیین کنید

خرید خانه، بازنشستگی، تحصیل، ایجاد کسب‌وکار یا حفظ قدرت خرید هرکدام استراتژی متفاوتی می‌طلبند.

گام ششم: افق زمانی مشخص کنید

پولی که ممکن است سه ماه دیگر به آن نیاز داشته باشید، با سرمایه‌ای که قرار است ده سال سرمایه‌گذاری شود، نباید الزاماً به یک شکل مدیریت شود.

گام هفتم: فقط به بازده اسمی نگاه نکنید

همیشه بپرسید:

«بعد از درنظرگرفتن تورم، بازده واقعی من چقدر بوده است؟»

________________________________________________________________________

بزرگ‌ترین اشتباه مالی در دوران تورم چیست؟

شاید بزرگ‌ترین اشتباه این باشد که فقط به عدد پول نگاه کنیم.

ممکن است حقوق شما از:

۲۰ میلیون

به

۳۰ میلیون

برسد.

اما سؤال اقتصادی مهم‌تر این است:

«۳۰ میلیون تومان امروز چه مقدار از کالاها و خدماتی را می‌تواند بخرد؟»

همین سؤال ساده می‌تواند نگاه شما را از «پول بیشتر» به سمت قدرت خرید بیشتر تغییر دهد.

و این دقیقاً همان جایی است که آموزش اقتصاد کاربردی اهمیت پیدا می‌کند.

________________________________________________________________________________________

تورم فقط مسئله اقتصاددان‌ها نیست

وقتی درباره تورم صحبت می‌کنیم، در واقع درباره زندگی روزمره مردم حرف می‌زنیم.

تورم روی:

حقوق

اجاره

خرید خانه

پس‌انداز

سرمایه‌گذاری

قدرت خرید

سبک زندگی

و در بلندمدت، بر امکان خلق و حفظ ثروت اثر می‌گذارد.

برای همین فهم تورم فقط یک دانش دانشگاهی نیست.

یک مهارت تصمیم‌گیری مالی است.

 

اگر مایل بودید اقتصاد رو به صورت کاربردی یاد بگیرید و زندگی خودتون و عزیزانتون رو نجات بدید، یک دقیقه وقت بذارید و این توضیحات رو بخونید👇

اینجا کلیک کنید

اقتصاد برای زندگی روزمره است؛ نه فقط برای کلاس دانشگاه.

نویسنده: محمدحسین رضاپور — معلم اقتصاد

محمدحسین رضاپور

درباره محمدحسین رضاپور

نویسنده و مربی زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *